تبليغاتX
کنسرت تعطیله

سلام به همه ی دوستای گل خودم

خوبین؟خوشین؟عید چطور بود؟با تعطیلیا حال کردین؟

 

من که نفهمیدم چطوری گذشت.....

 

رفتیم طرفای جنوب مث سه سال گذشته.....

 

خلیج فارسو... قایق سواری و.....

 

 

من که فک نمیکردم خوش بگذره ولی گذشت.

 

اتفاقای زیادی افتاد که ترجیح میدم نگم.....

 

 

راستی بهرام رادانو دیدم تو قشم....اینقده دوسش دارم به

 

 

نشونش دادم.....مامان بدونه اینکه خوب نگاش کنه گفت این که

 

 

موهاش کوتاهه زود باش بیا شلوغه گم میشی.....

 

 

حالا همین چند لحظه پیش که از کلاس زبان میمودم سر راه مجله

 

 

اهنگ زندگی خریدم

 

توش نوشته بهرام رادان برای نقش افرینی در فیلم زادبوم در قشم به 

 

 

سر میبرد....و موهاشم کوتاه کرده به خاطر فیلم...

 

 

شانسو حال کنین فقط

 

بعدشم دیروز سیزده بدر بود رفتیم یه تالاب بین المللی که با شهر ما

 

۵۰ کیلوتر فاصله داره....یه دریاچه ی بزرگه رو به جنگل.....با همه ی

 

امکانات تفریحی...جاتون خالی ۵ تا از ادیامم اومده بودن..دوست....

 

اومدن و به فاصله ی سه- چهار متر از چادر ما چادر زدن.....

....

یعنی ۱۰ نفر پسر که ۵ تاشون ادیم بودن و با هم حالا بیا و حال کن.....با یکی از ادیم خیلی صمیمی بودم.....

 

هی نگام میکردو میخندید من هم متقابلا جواب میدادم

 

 دختر خالمم که ماجرا رو نمیدونست بهم میگفت

 

ساحارا تو و  اون پسره مشکوک میزنینا؟

 www.behrad-yeganeh.blogfa.com

 منم ماجرا رو گفتم ....در این موقع....گوشیم زنگ خورد سونیا پشت خط بود...

 

(سونیا اون موقع زنگیدیا؟)

 

بعدش بی اف دختر خالم قرار بود بیاد اونجا....نیومد رفت جنگل با دوستاش....

 

حال دختر خالم به کلی گرفته شد.....

 

هنوز وقت نگذشته بود صدای ضبط ماشینو بردن بالا شروع کردن به رقصیدن....

 

حالا نرقص کی برقص.....

 

تکنو میزدن.......

 

منو دختر خاله هام مردیم از خنده....

 

اینا سمت چپمون بودن سمت راستمونم چند تا پسر

 

 ۱۶-۱۷ ساله بودن....همسنای خودمون...انقد کرم ریختم......

 

بولوتوثشون باز بود منم تو چادر بودم و کل فایلامو ارسال میکردم براشون....

 

واسه یکی فرستادم بیچاره ذوق کرد جیغ زد و گفت به خدا یه کی فرستاد....

 

حالا همشون بولوتوثشونو باز کزده بودن.....ماله منم باز بود

 

یکیشون عکس خودشو مادرشو  فرستاد....

 

یکیش به جای اسم بولوتوث شماره موبایل خودشو نوشت.....

 خلاصه از چادر در اومدیم یه خورده بگردیم برگشتم دیدم ادیام گیتار گرفتن

 

دستشون و اهنگای عارف رو میخونن....خوندن..دست زدن..رقصیدن

 

به غیر از یکی از ادیام که خیلی سنگین بود فقط یه گوشه وایستاده

 

و تماشا میکرد

 

(همونی که گفتم باهاش صمیمیم)

 

همه ی پسرایی که  مجردی اومده بودن جمع شده بودن دورشون

 

بعدحالا من دارم همه رو تعریف میکنماااااااااااااااااااا..........

 

یکی از ادیام که داداشه دوستمه از من خوشش میاد چند بارم پیشنهاد دوستی

 

داد...قبول نکردم میدونست عاشق کامران و هومنم با گیتار اهنگ من اگه نباشم

 

رو زد و خوند.واااااااااااااااااااااای من تا حالا صداشو نشنیده بودم اینقد قشنگ میخوند

 

دهن خودم دو متر باز موند....محو صداش شده بودم.....داشت میخوند هی به من

 

نگا میکرد منم که به کلی رفته بودم تو هپروت با دومتر دهن باز نگاش میکردم....

 

خلاصه.....جاتون خالی بود.....

 

تا به حال تو سیزده به در اینقد بهم خوش نگذشته بود.....

بریم سراغ نظرا حالا....

 

ابجی مریمه گل یه قراره چت بزار دلم برا تنگ شده معذرت میخوام که

 

اون روز یه هویی وسط حرفت رفتم مجبور شدم....سال نو تو هم مبارک....

 

دلارا جون هنوز تو تحریمی؟

 

بر عکس دفعه ی قبل این بار خیلی دلم واست تنگ شده

 

مهسا جون مگه از جونت سیر شدی که میگی شوهر میخوام...ولش بابا

 

راستی اومدم تو وبت گفتم دلم برات تنگ شده یه لحظه تو رو با درسا عوضی

 

گرفتم....من که تازه باهات اشنا شدم....

 

مرسده مگه اینکه دستم بهت نرسه

 

بیشتر تلاش کن...دانلود میشه

 

متین جون ببخشید شما خبر بده چشم حتما میام....

 

زهرا خانوم مرده شور اون خودتو چشاتو ببرن...

 

چیه گنج پیدا کردی تحویل نمیگیری؟

 

.•**•.)-(@|)!$.•**•.گل اومدم به وبت نظر هم دادم....

 

ارزو جون الان دیگه وقت امتحاناست شاید کامپیوترم جمع کردیم....

 

تو تابستون تند تند اپ میکنم من....تازه داستان واسه تابستون میزارم

 

میخوام سبک نوشتنمم عوض کنم....باید رو در وبلاگ بنویسم ورود افراد زیر ۱۸

 

سال ممنوع.....

 

یاسی جون نمیدونم بهت سر زدم یا نه....

 

ربه کا جون خواهش میکنم....خیلی سرد شدیا؟

 

صبا جونم زوووووووووود برگرد خیلی دلم واست تنگ شده....

 

اون چادر هم عالیه.....فقط یه وقت برایانا به فکر تشکر نیفته نیاد یه لباس

 

دکلته که همیشه میپوشه رو از همون طریق واسمون پست کنه....

 

هومیتا جون بهت تسلیت میگم....امیدوارم حالت به زودی خوب شه

 

خیلی دلم هواتو کرده...برگرد خونه میخوام بهت زنگ بزنم......

 

انیتا جون اون هومن نیس.....

 

پ پرک بهت سر زدم....همونطور که گفتی شد...خیلی خوش گذشت...

 

نسترن جون واسه این اپ گذاشتم اهنگ بگو منو کم داری رو....

مهسا تو هنوز منو به خاطر اون شوخیم نبخشیدی؟

 

افروز جون بهت سر زدم.....

 

تارا جون بهت سر زدم اپ قشنگی بود

No 4

اینم در خواستی نسترن جون....

 

دانلود اهنگ بگو منو کم داری با کیفیت 96

 

راستی بچه ها ما کامپیوترمونو الان جمع کردیم....الان از یه جا دارم میام نت....

تا اخر خرداد ماه اپ نمیکنم....

البته میام نظرارو میخونم...ایمیلامو چک میکنم .... شایدم سر زدم.....

اگه کاری داشتین ایمیل بدین....

K.Sahara.H@Gmail.Com

ولی اپ و آن شدن نه....

موفق باشین و امتحاناتونو خوب بدین....

خداحافظ همگی......

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 9:40 توسط ساحارا |

 

 سلام به همگی دوستای گلم

سال نو رو پیشاپیش به همتون تبریک میگم.......

ما داریم میریم مسافرت فردا شب راه میافتیم.......

واسه همین اومدم........خبر بدم......

صبا جون حیف شدا؟من میخواستم باهات تو اصفهان یه قرار بزارم همدیگرو ببینیم.......

 

تازه بعد از اون اشتی کردم.....و الان دوباره قهر کردم......

خب دیگه نوروز به همه خوش بگذره

خیلی دوستون دارم بابای

 

 

 

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااام به همگی

هه هه هه تعجب کردین به این زودی اپ کردم؟

ماییم دیگههههههه

اول از همه به لحظه چشاتونو ببندین

بستین؟

نمیگم.....انیتا هنوز چشاشو نبسته.....ببند دیگه دختره ی ......

بستی؟اهااااااااااااااا

حالا اول واسه هومیتا جونم دعا کنین که حالش بهتر شه....

مرسده جون تو هم گریه نکن(میدونی همین الان که زنگ زدی داشتم

اپ میکردمااااااااااااااااا؟)

حالا هم واسه من تا به .......برسم

خب حالا بریم سر وقت نظراااااااااااااااااااااااااا

صبا جونم ممنونم واسه همه چی.......راستی عکستو بده دیگه؟

گول

انیتا خانوم خوب کرد که شوتت کرد......به اقای من میگی خروس؟

راستی به من میگه جوجه ماشینی

عزیزم فالتو گرفتم دیدم یه اسمی بود اگه اشتباه نکنم مانی بود....

با اون ازدواج میکنی......

زهرا خانوم اتفاقا اگه نشنوه بد تر میشه

هومیتا جونم اتفاقا همون ساحارا ی قبلیم ....همون اجی کوچولوی

قبلی خودت اگه یه خورده حالم نوسان میکنه دیگه باید از تقصیر

مامان بابا یا شوهر خواهرت ببینی.....

وااااااااااااااااااای اسم این کوچولو یاسمینه

كوچولوي  ناز  من

دوستای گلم من اینروزا حالم افتضاحه......

اصلا حالم خوب نیستش......

۵ روزه مدرسه نرفتم......کلاس زبانم همینطور پس ازم انتظار نداشته

باشین که واستون خاطره تعریف کنم....

راستییییییییییییییییی به سلامتییییییییییییییییییییی

وب مهسا.ک و کامران بهروزی هم فیلتر شد

دیگه یواش یواش داره نوبت ما هم میشه

الانم دارم یه اهنگ دانلود میکنم از انومییییییییییییم........

بریم یه شعر بخونییییییییییییییییییییم..........

امشب گفتم بيايی می خوام تورو ببينم


برای آخرين بار کنار تو بشينم


دلم می خواد که امشب بگيرمت در آغوش


فردای بی تو بودن امشب بشه فراموش!


بهت بگم که عشقت تو قلب من می مونه


يه مرد دل شکسته برای تو می خونه

بذار نگات کنم باز اين آخرين ديداره


خداحافظ عزيزم جز اين نمونده چاره

امشب شب منو توست شبی که بی نظيره


دلم می خواد که خورشيد پشت کوهها بميره


ای کاش تو سينه ی من اين آخرين نفس بود


برای با تو بودن عطر تن تو بس بود


از پنجره نگاه کن خورشيد شبو سوزونده


برای با تو بودن وقتی باقی نمونده


گريه نکن عزيزم گريه تو دوست ندارم


می خوام که با خنده هات تورو به ياد بيارم



بذار نگات کنم باز اين آخرين ديداره


خداحافظ عزيزم جز اين نمونده چاره


بذار نگات کنم باز اين آخرين ديداره


خداحافظ عزيزم جز اين نمونده چاره

بذار نگات کنم باز اين آخرين ديداره


خداحافظ عزيزم جز اين نمونده چاره


بذار نگات کنم باز اين آخرين ديداره


خداحافظ عزيزم جز اين نمونده چاره


خداحافظ عزيزم!


خداحافظ ...

اینم یه عکس دیگه از یاسمین کوچولو......

مشغول  خوردن

و اینم یه عکس دیگهههههههههههههه...........

عسل  مامان

نمیدونم این جو یاسمین خانوم منو گرفته خیلی نازه نه؟

مهدیه جون اره عزیز دلم هم خبر راسته و هم میشه کات کرد

واااااااااااااااای مرسده جای من خالیییییییییییییییییییییییی

شهرزاد خانوم من چه بدونم قالبتو الا ن دیدم الکی تهمت نزن

مریم جونم نظر لطفته.....خوشحال شدم که خوشت اومده

ربه کا جونم اینم اهنگ لیلی که میخواستی.....برو حالشو ببر......

ولی کلی زحمت کشیدم تا اپلود شد...

حالا هی ارور بده....هی ارور بده....

اعصاب واسم نموند ولییییییییییییییییییییییییی فدای سرتتتتتتتتتت

اهنگ لیلی با کیفیت 128

خب دیگه اینم از اپ امروز

خیلی دوستون دارم فعلا باااااااااااااااااااااااباااااااااااااااااااااااای

 

+ نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 20:12 توسط ساحارا |

 View Full Size ImageView Full Size ImageView Full Size Image

سلام به همه ي دوستاي گلمممممممممممممممممممم

اين مدت كه نيومدم نت دلم واستون تنگ شده بود البته

به غير از مرسده و دلارا و هوميتا و صبا و زهرا

كه خودشون ميدونن واسه چي دلم واسشون تنگ نشده بود......

ولي بيخي لپاتونو بيارين جلوووووووووووووو

موووووووووووووووووووووووچ

يا به قول صبا جون بووووووووووووووووووووس

این بوس ماله صبا بود....

سرم اينقده شلوغههههههههههههههههه از يه طرف درس و مدرسه....

از يه طرفم.....(ديگه.... ديگه)......

اینم دانلود اهنگ صوتی حرم سرا واسه زهرا جون که میگفت ندارم 

امتحانش کردم لینکش سالمه...

رو لینک زیر کلیک کنین و تو صفحه ای که وا میشه دانلود کنین..... 

 هر اهنگی از کامران و هومن میخواین بهم بگین اگه تو ارشیوم باشه اپلود میکنم واستون و میزارم

برا دانلود.....

دانلود اهنگ حرم سرا با کیفیت 128

واااااااااااااااااااااااااااااي بچه ها جون......سره كلاس زبان اينقده خودمو نگه داشتم كه كرم نريزم...

ولييييييييييييييييييييييييييي چي كار كنم تنمو با كرم سرشته كردن

يكي از دوستام داشت لكچر ميكرد.....منم هي بهش ميخنديدم اين دبيره هم دقيقا تو رديف من يعني

چپ نشسته بود رو تك صندليي كه فقط چند صندلي با من فاصله داشت و بينمون هم دوستم

نشسته بود حالا من به لكچر گوش نميكردم كه هيچي اون بيچاره هايي كه داشتن گوش ميكردن

هم نميزاشتم گوش كنن.....واسه بغل دستيم جوك تعريف ميكردم...

.با صداي بلند با دوستم كه اون طرف نشسته

بود حرف ميزدم يا ادا در مياوردم خلاصه كلل نظم كلاسو ميزدم به هم......

اون بيچاره كه داشت لكچر ميكرد....هي واي ميستاد و همه ي رشته هاش پنبه ميشد.....

دبيرمون هم...از اون فاصله سرشو خم ميكرد كه ببينه من دارم چيكار ميكنم....كه هي بچه ها دارن

ميخندن....

تا اخر زنگ نزاشتم درسو گوش كنن بيچاره گريش گرفته بود باور كنين بغض كرده بود....

چون هم كوچولو بود و نميتونست كلاسو ساكت كنه و هم اينكه ما دختر بوديمو نميتونست چيزي بگه....

خدا ميدونه نمره ي انضباط كلاسيمو چند ميده؟

حالا كاراي من در مقابل كاراي دوستم هيچيه......دبير اونم هست تو يه كلاس ديگه...

دوستم گرفته....تو روز والنتاين براش كادو و دسته گل برده....

ميگه بيچاره كم مونده بود دو جفت شاخ فلزي از سرش بزنه بيرون.....

خلاصه لكچر تموم شد......داشتيم ورك ها رو حل ميكرديم يه جاش نوشته بود معلمتون چه جوريه؟

يكي گفت نايس.....يكي ديگه گفت....تال.....اون يكي ميگفت...ثين.....اون يكيش ميگفت....

فاني.....بعد كلاس ساكت شد دبير گفت ديگه؟ديدم هيچكي نميحرفه گفتم هند سام....

بيچاره اينقدر ذوق زده شد گفت ريلي؟همه خنديدن....

بس كه گاگوله...

ديروز رفته بودم مدرسه...

...........................................................................................................................

...........................................................................................................................

...........................................................................................................................

...........................................................................................................................

...........................................................................................................................

...........................................................................................................................

...........................................................................................................................

...........................................................................................................................

...........................................................................................................................

...........................................................................................................................

...........................................................................................................................

...........................................................................................................................

...........................................................................................................................

...........................................................................................................................

...........................................................................................................................

من كه رفتم مدرسه شماها  كجا دارين مياين؟

داشتم ميگفتم....زنگ اخر حال معلممون به هم خورد كلاس بي كلاسسسسسسسسسسس

بعدش معلممون رفت خونش ما هم پراكنده نصف تو كلاس....نصف تو حياط......پشت مدرسه.....

تو نماز خونه....و.....خلاصه هر جا كه فكرشو بكنين.....

بعدش خيلي شلوغ كرديم ضرب گرفته بوديم رو ميز و سيا نرمه نرمه ميخونديم......

چند نفرم روي ميز رفته بودن و داشتن ميرقصيدن.....

ناظممون اومد دو ساعت امر به معروف و نهي از منكر كرد و

همونو انداخت بيرون تو حياط تو اون سرما.......

(پس چيكار كنه؟زورش كه بهمون نميرسه با گفتن خانوم فلاني جون و....خرشون ميكنيم).

مثلا همين دبير شيميمون دو جلسه نيومد مريض بود هنوز پاشو تو كلاس نذاشته گفتم...

وااااااااااااي خانوم فلاني....بميرم براتون چي شده بود؟از خانوم معاون شنيدم مريض شده بودين....

ادرستونو نداشتم بيام عيادت...

اينقدر دلم واستون تنگ شده بود....خيلي خوشحالم كه خوب شدين و.....بيچاره اينقده ذوق كرده بود.

حالا داشتم ميگفتم.....

هوا هم سردبود و هيچكيم دل و دماغ هيچ كاريو نداشت.....

پالتومو در اوردم پهن كردم وسط حياط مدرسه....و نشستم روش....

چند نفر اومدن جلومو و يه چي انداختن...يكي سكه ي 25 توماني....يكي يه بسته دستمال

كاغذي جيبي و .......مثلا كه گدام....منم اداي پيرزنا رو در مياوردم كه ...واي ننه الهي خير از زندگيت

ببيني ايشالله عروس شي....بعدشم عين اين فالگيرا دست يكي ار همكلاسامو گرفتم و اداشونو در

اوردم كه

ها ننه بيا فالتو بگيرم....(با ضمه بخونين).

دستشو اورد جلو و منم گفتم....با يه معتاد عروسي ميكني.....

بعدم دستمال جيبي كه بهم داده بودو گذاشتم تو جيب پالتوم........

حالا اينم گير داده بود دستمال رو بده منم نميدادم رو پالتو هم نشسته بودم......

اون يكي اومد تا دستشو گرفتم دستمالو كشيد و گرفت.......

گفتم خودت دزدي شوهرتم معتاد واي به جال بچه هاتون معلوم نيست چي بشن.؟؟.........

همه داشتن ريسه ميرفتن حالا كل كلاس صف كشيده بودن از وسط حياط تا نزديكه تهش.....

كه مثلا فالشونو بگيرم......

به هر كدومشون يه چرتي مث اون بالايي تحويل دادم......

مديرمون هم مث اينكه از پنجره ي دفتر داشت ما رو نگاه ميكرده....

حالا اين مديرمون كه كنجكاو شده بود چيكار ميكنيم.....اومد تو حياط

مديرمون:ساحارا؟داري چيكار ميكني؟اين صفي كه درست كردي ماله  چيه؟باز چشه مارو دور ديدي؟

(مديرمون يه اخلاق جيگر داره اونم هميشه ميخنده).....خيلي هم با ما مخصوصا من جوره......

با لهجه ي فالگيرا جوابشو دادم ها دارم فال ميگيرم....بيا ننه بيا فالتو بگيرم....(با ضمه بخونين).

يه دونه از اون خنده هاي نازشو تحويلم داد و گفت بلند شو سرما ميخوري......

منم گفتم اول بزار فالتو بگيرم...(دوباره با ضممه)......

اومد دستشو اورد جلو گفتم اگه حرفم دروغ در اومد يه نمره از انضباطم كم كن و اگرم راست بود

زودتر ما رو بفرست گفت حالا ببينم.......

بعد كللي چيز تحويلش دادم داشت مي مرد از خنده.....

بعد از اينكه فالشو گرفتم گفت هوا سرده برين تو كلاس.......

ما هم رفتيم يكي از دوستام با يكي از دوستاش كه تويه كلاس ديگه بود كار داشت....

و پشت در واستاده بود و از شيشه ي در داشت توي كلاسو نگاه ميكرد ببينه كار معلم كي تموم

میشه.....

منم جو زده شدم و از پشت يه هويي هولش دادم در باز شد و اونم با كله رفت تو كلاس منم بدو بدو

دويدم

تو كلاس خودمون صداي خنده ي بچه هاي اون كلاسو داشتم ميشنيدم.......

بعدش امروز زنگ دوم امتحان فيزيك داشتيم برا اولين بار تو اين سال خواستم تقلب كنم اونم ....

سوالو خودم درست جواب داده بودم ولي از بغل دستيم نگا كردم و ماله اونو نوشتم ......

ولي از اين سوختم كه.....

بغل دستيمم ديده ماله من درسته ماله خودشو خط زده و جواب درست منو نوشته

(مردم چه شانس دارن)؟

اينم ماجراي اولين تقلب امسال ما.......

حالا پيش پاي شما داشتم اين خاطره ها رو واسه اقامون تعريف ميكردم پشت تلفن اينقد

خنديد كه داشت گريه ميكرد.....ميگفت اينا به درك......كاري به معلم زبانت نداشته باش كه

يه دفه ديگه ببينم كرم ريختي تو كلاس اون...ميام ميشينم پيشت تو كلاس.................

اينم از غيرتي شدنش.......فداش شم..........

امروز از اون روزا بود كه از دنده ي چپ بلند شده بودم اينقده اذيتش كردمممممممممممم

اين بيچاره هم سرما خورده و هم سرش ميدرديد هي ميگفت اذيتم نكن ولي كو گوش شنوااااااااااااا؟

يه دو ساعت از دستم راحت شد كه اونم رفتن تمرين......

خب ديگه.....كاري باري ندارين؟

ما بريم؟يا علي .....

خیلی دوستون دارم

 

 

خداحافظ همگي..........

 

 View Full Size ImageView Full Size ImageView Full Size Image

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 11:31 توسط ساحارا |

سلام به همه ي کامران و هومنياااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا.

حال و  احوالتون چطوره؟

مامان..بابا..ابجي كوچيكه...خان داداش....دختر نتيجه ي خاله كبري.....

همه خوبن؟خدا رو شكر....من كه اصلا خوب نيستم.....

الانم اومدم با يه دل پر اپ كنم....ولي چون شماها رو دوست دارم

و نميخوام ناراحت باشين....

واسه بيست ديقه هم كه شده ماسك خوشحالي ميزنم به صورتم.....

قبل از نظرا بچه ها هر كي يه سايتي بهم پيشنهاد كنه كه ميشه

ازش عكس اپلود كرد بهم بگه..

البته به غير از تينيپيك....چون كلي عكس و پوستر رو دستمه....